فروردین, ۱۳۹۶ بدون نظر مقاله

چگونه به خواسته های خود برسیم؟ شما برای رسیدن به موفقیت باید انچه را که میخواهید به خوبی بشناسید. وقتی از مردم میپرسم از زندگی چه میخواهند؟ اغلب میگویند نمیدانم. یا مثلا کاش همسر بهتری داشتم. کاش پول بیشتری داشتم و… این پاسخ ها بسیار مبهم هستند و از آنها چیزی نمی توان فهمید. آنچه شما واقعا به آن نیاز دارید پول، همسر یا موفقیت بیشتر نیست. در واقع ما به دنبال خوشی بیشتر هستیم. به دنبال چیزی که به یک باره احساس ما را تغییر دهد. شما به دنبال پول هستید تا برای شما احساس بهتری فراهم کند یا به دنبال همسر هستید تا برایتان تغییری خوش آیند به ارمغان بیاورد.

آنچه تمامی رفتارهای ما را تحت کنترل دارد نیاز به ایجاد تغییر است. در مورد چیزهایی که در زندگی آرزو دارید، فکر کنید و بیاندیشید. اگر می خواهید به آرزوهایی که دارید برسید باید بتوانید رفتار خود را تحت کنترل داشته باشید. باید ابتدا ببینید چه عواملی شما را از تلاش و کوشش در جهت رسیدن به هدف، باز می دارند. کارهایی هست که تا آخراین لحظه از انجام آنها خودداری می کنیم (مثلاً پرداخت مالیات). علتش آن است که پرداخت مالیات، ممکن است بعداً حتی ما را دچار عواقب دردناکتری سازد. اما همین که زمانش فرا میرسد تمام تردیدها و تعلل ها از میان میرود، زیرا نظر ما درباره آنچه که متوجه می شویم که انجام ندادن عمل به مراتب دردناکتر از انجام دادن آن است.

برای ایجاد تغییر در زندگی، میتوان از این نکته استفاده کرد. در آینده به جای اینکه از خود بپرسید (چگونه می توان از انجام این کار دردناک خودداری کرد؟) بپرسید (اگر اکنون این کار را نکنم، در آینده چه عواقبی برایم خواهد داشت؟)

 نیروی رنج، میتواند در خدمت شما باشد، به شرط اینکه از آن به صورت صحیح استفاده کنید.

آیا ما نیز صرفاً نوعی حیوان هستیم و همچون سگ در مقابل تنبیه یا پاداش، عکس العمل نشان میدهیم؟ البته چنین نیست. یکی از امتیازات انسان بودن، این است که خودمان تعیین میکنیم که از چه چیزی رنج یا لذت ببریم. به عنوان مثال، کسی که دست به اعتصاب غذا میزند، رنجی جسمانی را تحمل میکند و حتی ممکن است از کار خود لذت ببرد، زیرا اعتقاد دارد که با جلب توجه مردم دنیا به هدف اصلی اش، نتایج مثبتی به دست میآورد. همه ما دارای این حق انتخاب هستیم. رمز موفقیت این است که یاد بگیریم تا چگونه از نیروهای رنج و لذت برای رسیدن به خواسته های خود استفاده کنیم. آیا رنجی غیر ضروری در زندگی شما وجود دارد؟ آیا در مقابل آن واکنش نشان می دهید، یا از حق انتخاب خود استفاده می کنید؟ آیا میتوانید مرکز توجه خود را تغییر دهید و آن رنج را به فرصتی لذت بخش برای یادگیری، رشد، یا کمک به دیگران مبدل کنید.

چیزهایی که آنها را باعث رنج و یا مایه لذت میدانید، سرنوشت شما را شکل دهند. هر شخصی برای خلاصی از رنج و کسب لذت، الگوی رفتاری خاصی را یاد گرفته و از آن استفاده می کند. بعضی ها به الکل، مواد مخدر و پر خوری پناه میبرند و یا با دشنام و اهانت دیگران را می آزارند. بعضی دیگر از ورزش، یادگیری، گفتگو، کمک به دیگران و یا ایجاد دگرگونی ها کسب لذت کنند. . الگوی رفتاری شما برای فرار از رنج و کسب لذت چیست؟

این الگوها چه تاثیری بر زندگی شما گذاشته است؟ فهرستی از الگوهای رفتاری مورد استفاده خود تهیه کنید. هنگامی که می خواهید از اوقات خود لذت بیشتری ببرید به تماشای تلویزیون می نشینید؟ سیگاری روشن می کنید؟ می خوابید؟ آیا راه های مثبت تری برای فرار از رنج و کسب لذت سراغ دارید؟ بیشتر مردم برای حفظ چیزهایی که دارند، بیشتر حاضر به تلاش هستند تا برای تحقق آرزوها و رویاهای خود. دو حالت را در نظر بگیرید:

 حالت اول: در طی پنج سال یکصد هزار دلار پس انداز کرده اید و میخواهید آن را از دستبرد و تلف شدن حفظ کنید.

 حالت دوم: طرحی در پیش رو دارید که در صورت اجرای آن ، ظرف پنج سال آینده یکصد هزار دلار بدست می آورید. برای کدامیک از این دو هدف، حاضرید بیشتر تلاش کنید؟

وقتی در دیگران عظمت و موفقیتی را مشاهده می کنیم، غالباً تصور می کنیم که آنها ذاتا خوشبخت هستند و استعداد یا موهبت خاصی به آنها عطا شده است. حقیقت آن است که این افراد، از نیروها و منابع انسانی خود بهتر استفاده کردهاند، زیرا اگر جوهر وجودی خود را ظاهر نمی کردند و همه توان خود را به کارگرفتند، دچار رنجی عظیم می شدند. زندگانی ایثارگرانه مادر ترزا ناشی از این است که او رنجهای دیگران را رنج خود میداند و لذا بزرگترین لذت و خوشی او در این است که آلام و دردهای بشری را تخفیف دهد.

شما بیش از همه از چه چیزی رنج یا لذت می برید و این موضوع، چه نقشی در زندگی امروزیتان داشته است. اغلب الگوها ناشی از عواطف مختلط هستند و این عواطف، مسلماً مانع لذت و موفقیت ما در زندگی می شوند.

مثلا خیلی از مردم می گویند که پول بیشتری می خواهند. این افراد مسلماً دارای هوش و استعداد کافی هستند و میتوانند راهی برای افزودن بر دارائی های خود پیدا کنند. آنچه مانع این افراد میشود همان عواطف مختلط است. این اشخاص ممکن است قبول داشته باشند که پول فراوان، به معنی آزادی و امنیت بیشتر و قدرت کمک به افراد مورد علاقه است اما در اصلی فکر میکنند که پول زیاد موجب اسراف، ابتذال و تجاوز می شود.

اگر روزی متوجه شدید که دو قدم رو به جلو برداشته اید و یک قدم رو به عقب، یقین بدانید که به صورت مختلط، شرطی شده اید؛ یعنی رسیدن به هدف را هم باعث رنج میدانید و هم مایه لذت.

آیا دچار عواطف مختلطی هستید که بر زندگیتان اثر گذاشته باشد؟ آیا در زندگی تان چیزی هست که بخواهید آن را بهتر بسازید (مثل وضعیت مالی یا روابط با دیگران) ولی به نظر برسد که عاملی مانع اقدام می شود؟ پاسخ خود را روی کاغذ بنویسید. خطی عمودی در وسط صفحه کاغذ رسم کنید. در ستون سمت راست، عواطف منفی و در ستون سمت چپ عواطف مثبتی را که نسبت به آن دارید بنویسید.

آیا کفه سمت راست، به سمت چپ می چربد؟ آیا یک احساس منفی وجود نقشی در موفقیت های قبلی شما داشته است؟

آگاهی، قدرت عواطف منفی را از بین می برد. آگاهی، اولین قدم است.

گاهی انسان بر سر دو راهی هایی قرار میگیرد که هر دو به رنج منتهی می شود. به عنوان مثال، بعضی ها در زندگی زناشویی خود احساس بدبختی می کنند. اما اگر هم از هم جدا شوند، تنها می شوند و بیشتر احساس بدبختی خواهند کرد. در نتیجه هیچ کاری نمی کنند… و همچنان احساس بدبختی می کنند!

به جای اینکه احساس کنید در دم افتادهاید، سعی کنید از نیروی رنج به سود خود استفاده کنید. ببینید در حال و گذشته چه کشیده اید! رنج را با چنان شدتی احساس کنید که شما را وادار به عمل سازد و سرانجام ناچار شوید که فکری برای وضعیت خود بکنید. به این حالت، استانه احساس گفته می شود. به جای اینکه صبر کنید تا این حالت عاطفی اجتناب ناپذیر به سراغتان بیاید، چرا آگاهانه و فعالانه آن را در خود ایجاد نمی کنید تا انگیزهای قوی در شما به وجود آید. این انگیزه باعث میشود تا سعی کنید زندگی خود را بهتر بسازید؟

تنها استفاده از نیروی اراده کاری صورت نمی دهد و در دراز مدت شیوهای غیر موثر است. آیا تاکنون، در زمینهای – مثلاً در زمینه وضع جسمانی خود – به آستانه احساس رسیده اید؟ در چه مرحله ای دچار آن احساس شده اید؟ شاید با استفاده از قدرت اراده و گرفتن رژیم غذایی، با خویشتن به مبارزه پرداخته باشید، اما البته هر نتیجه ای که گرفته اید جنبه موقت داشته است، زیرا محروم کردن خود از خوردن غذا، همیشه دردناک است و مغز شما اجازه نمی دهد در شرایطی که راه دیگری وجود دارد، دائماً رنج را تحمل کنید۔

با این وجود چه باید کرد؟ راه حل آن است که به جای مبارزه با غرایز طبیعی، حالت شرطی خود را نسبت به غذا عوض کنید، تا اینکه میل به غذا در شما کم شود و خوردن غذا دیگر لذت بخش نباشد، دائماً دردسرهایی را که در اثر پرخوری کشیدهاید به خود یادآوری کنید. پر خوری را امری رنج آور، و ورزش را امری لذت بخش تلقی کنید تا به طور خودکار، در مسیر صحیح بیفتید.

به نظر من یکی از تعاریف موفقیت این است:به صورتی زندگی کنید که دائما احساس لذت فراوان کنید و کمتر دچار رنج شوید، و با توجه به شرایط زندگیتان، کاری کنید که اطرافیانتان نیز طعم خوشی و لذت را بستر بچشند تا مزه رنج و سختی برای انجام این کار باید از به فکری برخوردار باشید و شوق کمکی و خدمت در سر داشته باشید.

با توجه به این تعریف، تا چه حد توانستید موفق باشید؟ برای اینکه امروز، از زندگی خود بیشتری ببرید و یا باعث شوید که نزدیکانتان بیش از پیش از زندگانی لذت ببرند، چه می توانید بکنید؟

عقب انداختن کارها، یکی از شایع ترین راه های فرار از رنج است. اما اگر کاری را به تاخیر بیندازید، معمولا نتیجه اش این است که بعداً به رنج و دردسر بزرگتری دچار می شوید.

انجام چه کارهایی را عقب انداخته اید که امروز باید به آنها رسیدگی کنید؟ صورتی از این کارها را تهیه کنید و به پرسشهای زیر، پاسخ دهید.

۱ – به چه علت تاکنون این کار را انجام نداده ام؟ چه رنجهایی را به انجام دادن این کار، نسبت داده ام؟

۲ – این الگوی منفی تا به حال چه سوردی برایم داشته است؟

۳-  اگر این رفتار را تغییر ند هم در آینده چه خسارتی خواهم دیال ور جه احساسی خواهم داشت؟

۴ – انجام هر یک از این کارها، چه فواید و لذتهایی برایم در پی خواهد داشت؟

شاید تاکنون برایتان پیش آمده باشد که پس از انجام کاری، به خود گفته اید: چرا چنین اشتباه احمقانه ای را مرتکب شدم؟! و یا کاری را انجام داده و با خود گفته اید: عجیب است! چگونه به انجام چنین کاری موفق شدم؟

چه چیزی باعث می شود که عملکردمان بد یا خوب باشد؟ این مسئله به توانایی ما ربطی ندارد، بلکه این حالت روحی و یا جسمی ما در هر لحظه است که باعث می شود افکار، اعمال، احساسات و یا عملکردهایی از ما سر بزند.

اگر راز دستیابی به حالات روحی و عاطفی نیرومند را دریابید، واقعا می توانید دست به هرکاری به خصوص کارهای بزرگ و شگفت انگیز بزنید.

اگر در حالت صحیح روحی باشید، بدون اینکه تلاش و کوششی کنید، افکار و نظرات تازه ای در ذهنتان جریان مییابد.

اگر همیشه در شرایط بالای روحی و فکری بودید، چه کارهایی را می توانستید انجام دهید؟ فرهنگی که در جامعه حاکم است، لیستی از چیزهای مطلوب و باب میل ما را ملکه ذهن ما کرده است. به ما آموخته اند که روزی، پس از انکه همه وقایع به شکل صحیحی اتفاق افتادند، سرانجام خوشبخت خواهیم شد. هنگامی که همسر شایسته خود را یافتیم؛ هنگامی که به قدر کافی پول بدست آوردیم؛ هنگامی که از نظر جسمی درسلامت کامل بودیم؛ هنگامی که فرزندانی داشتیم؛ هنگامی که بالاخره بازنشسته شدیم.

حقیقت آن است که آنچه بدست می آوریم، احساس خوشی و رضایت را در ما به وجود نمی آورند، مگر آنکه یاد بگیریم که حالت ذهنی خود را به سرعت عوض کنیم.از این گذشته، شما این چیزها را برای چه می خواهید؟ آیا غیر از این است که به اعتقاد شما همسر دلخواه، فرزند، پول و غیره سبب می شود که احساس بهتری پیدا کنید؟ اما سرانجام، پس از آنکه به چیزهایی که می خواهید، رسیدید، چه کسی احساستان را بهتر میسازد؟ مطمئن باشید که خودتان چنین می کنید. پس چرا به انتظار نشسته اید؟ هم اکنون این کار را انجام دهید!

آیا میدانید چگونه باید حال خود را عوض کنید و کاری کنید که هم اکنون احساس خوشبختی کامل، هیجان و شور و شوق کنید؟ مسلم است! کافی است که مرکز توجه خود را تغییر دهید.

آیا تا به حال کار بزرگی انجام دادهاید که بعد از آن خود را سرفراز و موفق احساس کنید؟ آن حالت را به طور روشن و زنده و با تمام جزئیات، در نظر مجسم کنید؛ صداهای را که شنیدهاید به خاطر آورید: ضربان قلب خود را احساس کنید! مانند آن زمان نفس بکشید، مانند همان زمان ژست بگیرید و بدن خود را مانند آن موقع به حرکت درآورید. آیا هیجانی در خود احساس نمی کنید؟ آیا دوباره دلتان نمیخواهد همین احساس را در خود ایجاد کنید؟

برای درک و تجربه هر چیزی راه های گوناگونی هست. روح ما، مانند گیرنده است که می تواند برنامه های شاد ياغم انگیز مختلفی را پخش کند. هر زمان، میتوانیم دچار هر نوع احساسی که می خواهیم، بشویم. کافی است که از راه آن وارد شویم. این کار چگونه صورت می گیرد؟ برای تغییر سریع روحیه، دو راه وجود دارد. راه اول آن است که ذهن خود را به چیز دیگری معطوف سازیم.

به یکی از بهترین لحظات زندگی خود فکر کنید. با به یاد آوردن آن، چه احساسی پیدا می کنید؟ ذهن خود را می توانید متوجه چه چیزهای دیگری بکنید تا احساسی خوشایند و حالی خوب پیدا کنید؟ برای تغییر سریع حالت روحی، راه دومی هم وجود دارد. تغییر مرکز توجه، فقط یکی از راه های تغییر روحیه است. راه سریعتر و مؤثرتری هم هست و آن استفاده از شیوههای جسمانی و یا به اصطلاح، فیزیولوژیکی است. بیشتر مردم، هنگامی که از روحیه خود ناراضی هستند و میخواهند حال بهتری پیدا کنند، به الکل، غذا، سیگار، خواب، یا مواد مخدر متوسل می شوند. بعضی ها هم راه های مثبت تری نظیر آواز یا ورزش را انتخاب می کنند.

هر یک از این حالات روحی، با تغییرات ظاهری و جسمانی خاصی همراه است. افراد افسرده چه قیافه ای دارند؟ شانه هایشان افتاده و سرشان پائین است. خیلی بی حال و با عمق کم نفس میکشند. عضلات چهره شان شل و قیافه شان بی تفاوت است. اما در مواقعی که شاد و سر حال هستیم، شانه ها و سرمان را بالا نگه میداریم و به طور کامل نفس می کشیم. می توانیم آگاهانه این تغییرات را در جسم خورد به وجود آوریم و بلافاصله -حالت روحی دلخواه را در خود ایجاد کنیم.

بهتون پیشنهاد می کنم  ویدیو رایگان مربوط به هدف گذاری  در سایت هذهن ایده آل ببینید .،مطمئنم پشیمون نمیشید.

برای دیدن کلیپ های دیگر انگیزشی به سایت ذهن ایده آل مراجعه نمایید.
www.zehneideal.com

 

ادامه دارد……..

 

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

CLOSE
CLOSE