آذر, ۱۳۹۵ بدون نظر مقالات موفقیت

تفاوت مردان با زنان

هر آنچه را که تا بحال سیاست مداران و جامعه شناسان در مورد زن و مرد گفته اند لطفا فراموش کنید! زن ها و مردها با هم فرق دارند، یک کلام، ختم کلام!! با درک این موضوع رابطه تان خوشایند تر، شیرین تر و کم توقع تر می شود.

در این مقاله تمام سعی این می باشد  تا کلید زندگی زناشویی شیرینی را به همگان تقدیم کنیم. چرا خانم ها نظر شما را می پرسند و بعد وقتی نظرتان را می گویید، می گویند که اشتباه است!

چرا مردها محال است چیزی را در یخچال یا کمد پیدا کنند اما به راحتی آدرس نزدیکترین توالت عمومی را پیدا می کنند!

چرا خانم ها می توانند یک تار موی بور را از بیست متری تشخیص دهند، اما تیر چراغ برق به این گندگی را نمیبینند!

چرا مردها محال است بدون اینکه از از کانال به آن کانال بپرند تلویزیون تماشا کنند!

اگر فکر می کنید همه چیز را در مورد روابط خانم ها و آقایان می دانید، این مقاله حق مسلم شماست!

زنان و مردان متفاوت اند، نه بدتر یا بهتر از همدیگر، فقط متفاوت اند. تنها چیزی که آنها در آن با هم مشترک اند این است که متعلق به یک گونه ی جانوری اند. آنها در دنیاهای متفاوت زندگی می کنند، با ارزش هایی متفاوت و قوانینی از بیخ و بن متفاوت. همه این حقیقت را می دانند، اما عده ی کمی، بخصوص مردها می خواهند آنرا بپذیرند. حدود پنجاه درصد ازدواجها در جوامع غربی به طلاق می انجامد. مردان و زنان از نژاد ها و رنگها و فرهنگهای مختلف مدام در مورد نظرها و رفتارها و عقاید جفتشان در حال گله گذاری اند.

وقتی مردی میرود دستشویی، فقط به یک دلیل اینکار را می کند. اما وقتی زنی می رود دستشویی هم استراحت می کند و هم وقت گذرانی. اکثر خانمهای غریبه ای که وارد یک توالت عمومی می شوند، در صف انتظار چنان با هم درد دل می کنند که انگار صد سال است همدیگر را می شناسند.

مردها سلطان مطلق کنترل تلویزیون هستند و مدام از این کانال به آن کانال می روند. زنها ترجیح می دهند آگهی تبلیغاتی نگاه کنند تا کانال عوض کنند. مردها تحت فشار به کشورهای دیگر حمله می کنند و زنان شکلات می خورندو می روند خرید! زنها از مردها انتقاد می کنند که بی احساس اند، بی توجه اند، حرف نمی زنند، گوش نمی کنند، عاشق نیستند، معاشرتی نیستند و …

مردها از زنها انتقاد می کنند که رانندگی بلد نیستند، نقشه را وارونه دستشان می گیرند، جهت یابی شان تعطیل است، خیلی حرف میزنند و …

مردها محال است لنگه ی جورابشان را پیدا کنند، اما سی دی هایشان همیشه بترتیب حروف الفبا ردیف است. زنها همیشه سوییچ را پیدا می کنند. اما بعید است راهشان را به دندانپزشکی یا مهمانی پیدا کنند! مردها فکر میکنند جنس حساسی دارند. زنها مطمئن اند که حساس هستند. چندتا مرد میشناسید که کاغذ توالت تمام شده را عوض کنند؟

کسی از این آمار خبر ندارد. چون چنین موجودی اصلاً وجود خارجی ندارد.

زنها باورشان نمی شود که مردها بی توجه اند. مردها در تعجب اند که زنها چطور چراغ قرمز تمام شدن بنزین را در سی سانتی متری چشمشان روی داشبود نمیبینند، اما یک لنگه جوراب کثیف را از پنجاه متری توی اتاق تاریک پیدا میکنند!! زنها در عجبند که مردها چطور پارک دوبل را از آیینه عقب اینقدر دقیق انجام میدهند اما نمی توانند ظرف کره توی یخچال را ببینند.

جامعه ای امروز قصد دارد این اعتقاد را رواج دهد که زنان و مردان دقیقاً از مهارتها، استعدادهای و توانایی های مشابه برخوردارند و عجیب این که در همین زمان علم شروع کرده به ثابت کردن اینکه آنها کاملاً متفاوت اند. فکر می کنید این ایده ما را در چه موقعیتی قرار می دهد؟ در پاسخ باید گفت در موقعیتی بی نهایت متزلزل! ما تنها با درک تفاوتهای زن و مرد است که میتوانیم با اتکا به ضعفهای فردی پشتمان را به قدرت های جمعی گرم کنیم. تاکنون پیشرفتهای عظیمی در علم مربوط به تکامل بشر صورت گرفته و ما به شما نشان می دهیم که یافته ها-  وقتی بر روابط زنان و مردان اعمال می شوند- تا چه حد می توانند درک کامل و قابل اعتمادی از بسیاری از مسائل عجیبی که بین زنان و مردان اتفاق می افتد، به ما بدهند.

این مقاله برای مردان و زنانی نوشته شده است که تا ساعت دو صبح بیدار می نشینند و با عصبانیت و جدیت از زوج خود می پرسند: “چرا درک نمی کنی؟” شکست یک رابطه به این دلیل است که مرد هنوز درک نمی کند که چرا زن نمی تواند مثل او باشد. و زن از مردش انتظار دارد که درست مثل خودش رفتار کند. این مقاله نه تنها در درک جنس مخالف، بلکه در درک خودتان به شما کمک می کند و با استفاده از آن هردو می توانید با زندگی شادتر و سالم تر و هماهنگ پیش بروید.

زنان جمع آوری می کردند. زنان پرورش می دادند.

درابتدا همه چیز ساده بود: مردان غذا تهیه می کردند و زنان حافظ خانه بودند. وظیفه ی زن مشخص بود. مهارتهای زن بدلیل توانایی باروری اش به برآوردن همین وظیفه مختص شد. او باید می توانست محیط اطراف را برای یافتن نشانه های خطر کنترل کند، و باید از مهارتهای جهت یابی در مسیرهای کوتاه با استفاده از نشانه گذاری راه و توانایی بالایی برای حس کردن تغییرات کوچک در رفتار و ظاهر کودکان و بزرگسالان برخوردار می بود.

موفقیت او از روی توانایی اش در حفظ زندگی خانوادگی ارزیابی می شد. در ضمن، خود ارزشی او هم از روی میزان قدردانی مردش از مهارتهای خانه داری و پرورشی اش تعیین می شد. در آن زمان، هیچ گاه از زنی انتظار نمی رفت که به شکار حیوانات برود، با دشمنان بجنگد یا لامپها را عوض کند!

مردان شکار می کردند. مردان از خانواده محافظت می کردند.

وظیفه ی مرد هم مشخص بود: او غذای اهل خانه را تهیه می کرد و این تمام چیزی بود که دنیا از او انتظار داشت. اوهر روز پا به دنیای خشن و خطرناک بیرون می گذاشت و با به خطر انداختن زندگی اش بعنوان شکارچی برای بچه هایش غذا تهیه می کرد. در ضمن، در مقابل حیوانات وحشی یا دشمنان بی رحم هم از آنان دفاع می کرد. او مهارت مسیریابی فاصله های طولانی خورا توسعه می داد تا بتواند غذا پیدا کند و آنرا به خانه بیاورد و مهارت تیراندازی خودرا افزایش می داد تا بتواند طعمه ی در حال فرار را شکار کند. موفقیت او بعنوان یک مرد از روی توانایی اش در شکار و آوردن آن به خانه و خودارزشی اش از روی میزان قدردانی همسرش از مبارزه ها و تلاش های او ارزیابی می شد. او هرگز نیازی به تحلیل ارتباط نداشت و از وی انتظار نمی رفت آشغالها را بیرون بگذارد، یا در عوض کردن کهنه ی بچه به زن کمک کند!

زنها ذاتاً شهودی اند.

زنان مهارت های حسی بسیار بالایی نسبت به مردان دارند. آنها بعلت داشتن توانایی بارداری و حفاظت از خانه به توانایی حس کردن تغییرات رفتاری و اخلاقی نه چندان محسوس در دیگران که حاکی از گرسنگی، درد، جراحت، پرخاشگری یا افسردگی بود، نیاز داشتند. این حس عموما” شهود زنان” نامیده می شود.

شهود زنان همیشه باعث حیرت مردانی شده که شیطنت می کنند و سرانجام دستشان رو می شود.

مرد میتواند شاهد اشک و بدخلقی باشد و قبل از اینکه بفهمد چه اتفاقی افتاده دوتا سیلی بخورد.

مردان به این علت که غذای اهل خانه را تامین می کردند هرگز به قدر کافی در خانه حضور نداشتند تا علامتهای غیرزبانی یا روشهای برقراری ارتباط بین فردی را یاد بگیرند.

آزمایشهای اسکن مغز نشان می دهند که حداقل هفتاد درصد فعالیت الکترونیک مغز مردان در حال استراحت از کار می افتد. اما اسکن مغز زنان نشان می دهد که مغز آنها در وضعیت مشابه، نود درصد فعال است و این موضوع تایید می کند که خانمها مدام در حال دریافت و تحلیل اطلاعات از محیط اطرافشان هستند. یک زن دوستان فرزندانش را می شناسد و از امیدها، رویاها، روابط رومانتیک، ترسهای پنهان، تفکرات و احساسات و نقشه های شیطنت آمیز دختر یا پسر خود با خبر است، اما مرد کمتر به این آدم کوچولوهایی که در خانه اش زندگی می کنند توجه می کند.

زنان بعلت داشتن میدان دید وسیع تر، به ندرت دستشان در نگاه کردن به دیگران رو می شود.

به گزارش محققان مسائل جنسی، زنها هم به اندازه ی مردها و معمولاً بیشتر از آنها به جنس مخالف خود نگاه می کنند. آنها مخروطهای بیشتری در شبکیه ی چشمهایشان دارند که این امکان را برایشان فراهم می سازد تا رنگها را با جزئیات بیشتر شرح دهند. در ضمن میدان دید زن وسیعتر از مرد است. زن بعنوان حافظ خانه نرم افزاری مغزی دارد که با آن می تواند حداقل تا ۴۵ درجه از هر طرف- سر و بالا و پایین بینی- میدان دید واضحی داشته باشد. میدان دید تعدادی از زنان تقریباً به ۱۸۰ درجه هم می رسد.

مردان دید کانونی دارند و به همین دلیل، برای نگاه کردن به دیگران باید سرشان را بچرخانند.

چشمان مرد بزرگتر از چشمان زن است و مغز او نوعی دید کانونی طویل را برای چشمهایش طراحی کرده است، طوری که می تواند مستقیماً روبروی خود را واضح ببیند، البته با میدان دیدی باریکتر و فاصله ای تقریباً مثل دوربینهای دوچشمی.

زنها همیشه همه چیز را از مردها پنهان می کنند.

در واقع اینطور نیست، اما مردها چنین احساسی دارند. آنها همیشه زن را به پنهان کردن وسایل در کشوها و قفسه ها متهم می کنند. در واقع جورابها، لباسهای زیر، کره، کلید ماشین و کیف پول همگی سرجایشان هستند و مرد فقط نمی تواند آنها را ببیند. زن می تواند با دایره ی دید وسیع تر خود محتوای یخچال یا قفسه را بدون حرکت دادن سرش ببیند. هورمون استروژن به او امکان می دهد تا وسایل مشابه را در کشو، قفسه یا درون اتاق شناسایی کند و بعدا با الگویی اتفاقی آنها را بخاطر آورد- مثل محل کره یا مربا در یخچال.

اگر زن بتواند مشکل مرد را در دیدن اشیای نزدیک درک کند، زندگی اش خیلی راحت تر می شود.

مردهای امروزی میتوانند هر نشانه ای را در هرکجا پیدا کنند، اما نمیتوانند چیزی را در کمد یا یخچال پیدا کنند.

تحقیقات نشان می دهد که مغز مرد در یخچال دنبال لغت کره(ک. ر . ه) می گردد. حال اگر این لغت در جای مناسب قالب کره دیده نشود، نمی تواند آنرا پیدا کند. مرد بعلت داشتن دید کانونی هنگام جستجوی اشیا سرش را بالا و پایین و این طرف و آن طرف می برد. بینایی مردان برای فواصل دور تنظیم شده، به همین علت، آنها در یافتن اشیایی که در فاصله ی نزدیک هستند- مثل کلید و جوراب- مشکل دارند.

وقتی زن به مرد می گوید: “آنجا توی قفسه است”. برای مرد بهتر است که حرف زن را باور کند و به جست و جویش ادامه بدهد.

زنان بهتر می توانند دروغ را تشخیص دهند.

محققان کشف کرده اند که در ارتباطات رودر رو اشاره های غیرکلامی ۶۰ تا ۸۰ درصد تاثیر پیغام را بر عهده دارند و باقی روند انتقال پیام به عهده ی کلام است. سیستم حسی برتر زنان اطلاعات را می گیرد و تحلیل می کند و توانایی مغز آنها در انتقال سریع این اطلاعات بین دو نیم کره باعث می شود مهارت بیشتری در یکپارچه سازی و رمز گشایی اشاره های کلامی، بصری و غیره داشته باشند.

بعبارت دیگر، زن می تواند دروغ گو را از یک کیلومتری تشخیص بدهد!

به همین دلیل اکثر مردان در دروغ گفتن رو در رو با زنان مشکل دارند.

مردان نمی توانند به راحتی رو در رو دروغ بگویند.

همانطور که اکثر زنان می دانند، دروغ گفتن رو در رو به مرد نسبتاً ساده است، چون مرد حساسیت لازم برای تشخیص ناهماهنگی بین اشارت کلامی و غیر کلامی زن را ندارد.

بنابراین اگر مردی بخواهد به زن دروغ مصلحتی بگوید، بهتر است این کار را از پشت تلفن، در نامه، با چراغ های خاموش یا وقتی پتو را روی سرش کشیده است انجام دهد.

زنان می توانند احساسات را از تن صدا تشخیص دهند.

زنان به تغییرات لحن و زیر و بم صدا حساسیت بیشتری دارند. بنابراین می توانند تغییرات عاطفی در کودکان، بزرگسالان را با حس شنوایی شان درک کنند. همین توانایی، گفتن عبارت ” با این لحن با من صحبت نکن” از طرف آنها هنگام بحث با مردان توجیه می کند.

اما اکثر مردان نمی دانند آنها در مورد چه چیزی صحبت می کنند.

مزیت شنوایی زنان به طرزی چشمگیر  به آنچه “شهود زنان ” نامیده می شود کمک می کند و یکی از دلایل درک معانی ضمنی سخنان افراد از طرف خانمها همین است.

مردان… نمیتوانند

اما آقایان نباید نا امید شوند. آنها در شناسایی و تقلید صدای حیوانات، که مزیت چشمگیری برای شکارچی های عهد باستان بوده، عالی عمل میکنند. اما متاسفانه این روزها دیگر این مهارت چندان کارایی ندارد!

پسرها اغلب به دلیل گوش ندادن از طرف بزرگسالان مورد انتقاد قرار می گیرند. اما بهتر است بدانید که کانالهای گوش آنها هنگام رشد و بویژه در سن بلوغ، دستخوش تغییراتی می شود که ممکن است موجب کر شدن موقت آنها گردد. حس بینایی پسرها از حس شنوایی شان قویتر است. معلمان زن دریافته اند که دختر ها را متفاوت از پسرها تنبیه کنند و بطور شهودی تفاوت حس شنوایی مردان و زنان را درک کرده اند.

منبع:( وصله چی تهمینه، کارشناسی ارشد، روانشناسی بالینی)

 

برای دیدن دانلودهای رایگان، مقالات و محصولات انگیزشی در زمینه روانشناسی موفقیت  و کسب ثروت به وب سایت ذهن ایده آل مراجعه نمایید.

                                                                          www.zehneideal.com

دلی شاد و ذهنی ثروتمند را برایتان آرزومندیم.

      مهدی سجودی
مدیر سایت ذهن ایده آل

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *