دی, ۱۳۹۷ 2 نظرات مقالات موفقیت

دیدن این فیلم حال شما را خوب می کند 

فیلم انگیزشی به دنبال خوشبختی یا در جستجوی خوشبختی ، بر اساس داستان واقعی روزهای سخت زندگی کریس گاردنر ( Chris Gardner ) میلیاردر آمریکایی است.

این فیلم انگیزشی به کارگردانی گابریل موچینو ( Gabriele Muccino ) و بازی درخشان ویل اسمیت ( Will Smith ) در سال ۲۰۰۶ بر روی پرده سینما رفت. ویل اسمیت برای نقش‌آفرینی در این فیلم، نامزد کسب جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش اول مرد شده‌است.
کریس در این فیلم همراه با پسرش کریستوفر برای رسیدن به رویاهایش و کار در مرکز خرید و فروش سهام به هر کاری دست زده است. به نظر من این فیلم یکی از بهترین فیلم های انگیزشی تولید شده در تاریخ سینما می باشد که تاثیر فراوانی روی مخاطب داشته است.

در جستجوی خوشبختی از چند لحاظ در نوع خود منحصر به فرد محسوب می‌شود. مهم‌ترین وجه تمایز در جستجوی خوشبختی با سایر فیلم‌های مشابه نوع روایت داستان است. دیدن بخش کوچکی از سختی‌ها و مشقت‌های افراد در راه رسیدن به موفقیت، در این گونه فیلم‌ها برای ما تبدیل به عادت شده‌است. اما ویژگی جالب فیلم انگیزشی به دنبال خوشبختی این است که شخصیت اصلی فیلم، از همان ابتدا تا انتها در حال دویدن، تلاش‌کردن و شکست‌خوردن است.

یک فیلم متفاوت

در نهایت هم کارگردان برای نشان‌دادن ماحصل این تلاش‌ها و دوندگی‌ها، به نوشتن چند خط از شرایط کنونی زندگی کریس گاردنر در انتهای فیلم بسنده می‌کند. به نظر می‌رسد که این نوع روایت، بسیار نزدیک‌تر از روش‌های دیگر (روایت) به زندگی واقعی افراد است.

مسئله‌ی دیگری که بر ارزش در جستجوی خوشبختی افزوده، برانگیختن حس همزاد‌پنداری در مخاطب است. کارگردانی قوی و بازی بی‌نظیر ویل اسمیت باعث می‌شود که ما در جای جای فیلم، غم و نا‌امیدی را عمیقا تجربه کنیم. حتی شاید در سکانسی که کریس مجبور می‌شود شب را به همراه پسرش در دستشویی مترو بخوابد، ما هم پا به پای شخصیت اصلی فیلم اشک ریخته‌باشیم. پس با توجه به مطالب ذکر شده، نمی‌توانیم در جستجوی خوشبختی را یک فیلم معمولی بدانیم.

در جستجوی خوشبختی 

خوشبخت‌شدن و راه‌های رسیدن به آن همیشه یکی از دغدغه‌های اصلی هر انسانی بوده و هست. همه دوست دارند که طعم شیرین خوشبختی را در زندگی بچشند. اما در نهایت افراد کمی هستند که موفق به تجربه کردن این احساس می‌شوند.

خوشبختی تا حد بسیار زیادی بستگی به نگرش هر فرد نسبت به زندگی، خودش و اطرافیانش دارد. خوشبختی از درون انسان سرچشمه می‌گیرد. بنابراین عوامل شخصیت زیادی می‌توانند در رسیدن به این مهم دخیل باشند. در جستجوی خوشبختی به وسیله‌ی به نمایش‌گذاشتن شخصیت کریس گاردنر می‌تواند الهام‌بخش بسیار خوبی برای هر کدام از ما باشد.

به نظر می‌رسد اصلی‌ترین پیام در جستجوی خوشبختی این باشد که شخصیت اصلی داستان، یعنی کریس گاردنر نه تنها تسلیم شرایط سخت زندگی و مسائل محیطی پیرامون خود نشد، بلکه توانست با تکیه بر قدرت اراده و انتخاب خود، بر شرایط چیره گردد.

آنچه مرا نکشد، من را نیرومند می کند


در نگاه اول این مسئله ساده به نظر می‌رسد. اما اگر اندکی دقیق‌تر نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که بسیاری از ما در برابر سختی‌ها و مشکلات زندگی یا سر تسلیم فرود می‌آوریم یا اینکه تمام بدبختی‌هایمان را گردن دیگران می‌اندازیم.

اگر دوباره فیلم را نگاه کنیم، می‌فهمیم که هیچکدام از این واکنش‌ها از شخصیت کریس در فیلم سر نزد. او فقط جنگید. لحظه‌ای دست از تلاش برنداشت. یکی از شروط لازم برای رسیدن به خوشبختی درک و در نهایت عمل‌کردن به همین قاعده است.

این کار که ما بنشینیم و دائم خانواده، اطرافیان، جامعه، مسئولین و .. را سرزنش کنیم، از دست هر کسی برمی‌آید؛ اما کمتر کسی شجاعت این را دارد که مسئولیت اشتباه‌ها و انتخاب‌های غلطش را بر عهده بگیرد و شروع کند به ساختن خودش و زندگیش.

موضع منفعلانه گرفتن در برخورد با مسائل، ساده‌ترین روشی است که هر کس می‌تواند اتخاذ کند. خوشبخت شدن هزینه دارد و هر کس باید قبول کند که هزینه‌های آن را بپردازد.

موفقیت قانون خودش را دارد 

زمان‌هایی را که کریس شکست می‌خورد را به یاد آورید. وقتی نتوانست دستگاه را بفروشد، وقتی همسرش از او جدا شد، وقتی صاحب‌خانه جوابش کرد، وقتی مجبور شد با آن سر و وضع به مصاحبه‌ی کاری برود، وقتی جا برای خوابیدن به همراه پسرش نداشت و …

در همه‌ی این موقعیت‌ها کریس می‌توانست تسلیم شود. اما او کار ارزشمند‌تر و صد البته سخت‌تر را انجام داد. این جاست که بهتر به حرف فردریش نیچه (یکی از شخصیت‌های اصلی اگزیستانسیالیسم در تاریخ فلسفه) پی می‌بریم که گفت: آنچه مرا نکشد، نیرومندترم می‌سازد.

علاوه بر ویژگی فوق، کریس خصایص تحسین‌برانگیز دیگری هم دارد که لازم به ذکر است. او در برخورد با مردم، به شدت محترمانه رفتار می‌کند، بیشتر اوقات لبخند بر لب دارد، از وقتش نهایت استفاده را می‌برد، اجازه نمی‌دهد دیگران به وی بگویند نمی‌توانی، وقتی به آدم‌های پولدار و موفق می‌رسد، به جای اینکه حسرت بخورد به خودش می‌گوید چرا من نتوانم مثل آن‎‌ها عمل کنم؟ و در نهایت اینکه دارای روحیه مثبت‌نگر است.

مصاحبه‌گر: اگر یک نفر برای مصاحبه بیاید، در حالی که لباس رسمی به تن ندارد و من استخدامش کنم، تو چه می‌گویی؟

کریس: می‌گویم شاید شلوار قشنگی داشته‌باشد!

یک شخصیت متفاوت

بنابراین کریس گاردنر یک شخصیت معمولی ندارد و برای موفق‌شدن هم شخصیت معمولی داشتن کافی نیست. نکته‌ی دیگری که در فیلم قابل بررسی است، برخورد لیندا (همسر کریس) با او است. لیندا به جای این که در این شرایط سخت، در کنار همسرش قرار گیرد و به او آرامش و اطمینان‌خاطر بدهد، دائم در حال جدل است. تحقیر می‌کند، زخم زبان می‌زند، سرزنش می‌کند و در نهایت هم از او جدا می‌شود.

شاید اگر همسرش صبر بیشتری داد و رفتار بهتری از خود بروز می‌داد، این حجم از سختی بر کریس تحمیل نمی‌شد. اما با این حال باز هم کریس همسرش را ملامت نکرد و فقط بر هدف خودش تمرکز کرد.

فیلم انگیزشی به دنبال خوشبختی را می توانید در لینک زیر مشاده نمایید

دانلود فیلم انگیزشی به دنبال خوشبختی

معروف ترین دیالوگ فیلم

 

در انتها قصد داریم این نوشته را با معروف‌ترین دیالوگ این فیلم به پایان برسانیم.

« هیچ‌وقت نذار کسی بهت بگه نمی‌تونی کاری رو انجام بدی. حتی من. تو یه رویا داری که باید ازش مراقبت کنی. مردم نمی‌تونن خیلی از کارا رو بکنن و می‌خوان که تو هم نتونی. اگه یه چیزی رو میخوای باید تا آخرش بری. »

یک پیشنهاد مخصوص به شما ذهن ایده آلی عزیز:

کتاب صوتی قانون توانگری یک محصول فوق العاده که تاثیرگذاری آن بیش از کارگاه های آموزشی و سمینارهای موفقیت می باشد. یک محصول ارزشمند درباره کسب موفقیت و ثروت و زندگی شرافتمندانه. 
در راه موفقیت قدم بردارید و هم اکنون روی تصویر زیر کلیک نمایید.

 

برچسب ها
2 نظرات
  1. هانیه

    من این فیلم چند بار دیدم واقعا فیلم زیبایی است. ارزش دیدن دارد. ممنون از بررسی این فیلم انگیزشی

    Reply
  2. فرهاد

    به نظر من مهمترین نکته فیلم اینه که کریس هرگز تسلیم نشد. این یعنی چند قدم جلوتر از بقیه افراد

    Reply

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *