مدیریت ضمیر ناخودآگاه
مدیریت ضمیر ناخودآگاه
قبل از اینکه به جزئیات و راهکارهای مدیریت عملکرد بپردازم ،بگذارید به برخی از دلایل بیشماری اشاره کنیم ، مبنی بر اینکه چرا بسیاری از صاحبان کسب و کار ، به طور کامل خارج از تعادل هستند .
شاید عجیب به نظر برسد، اما برای بسیاری از مردم، ارزشهای شخصی افراد گونه، آنان را به سمت اعتیاد به کار، پرتنش بودن و خارج از تعادل بودن سوق میدهند.
شاید در حالت خود آگاه به خودشان و دیگران بگویند که میخواهند وقت آزاد بیشتری داشته باشند، اما هرگز به این خواسته دست نمییابند چون این کار پاسخگوی ارزشهای شخصی قویتر آنان نیست .
آنها در اعماق وجود خود ، حقیقتاً خواهان و نیازمند استرس هستند.
حالا ممکن است بگویید:«خوب مهدی، تا اینجا خوب آمدی، اما حالا فکر میکنم دیگر داری از مرحله پرت می شوی» بگذارید شرح دهم .
بازی من به این شکل بود. هفت روز در هفته، ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت کار می کردم .
اغلب در دفتر کارم میخوابیدم. چون کارهای زیادی داشتم که باید انجام می دادم. بسیاری از شب ها ساعت ۲ خسته و کوفته با اتومبیل به خانه میرسیدم .گرچه متحمل سختی زیادی می شدم ،اما حس کمال طلبی بیش از حد به من میگفت باید چنین فرض سختکوشی باشم.
تنها واژه ای که واقعاً این وضعیت را شرح میدهد، احساس مهم بودن است .
خود واقعی را پیدا کن
یکی از عللی که ما را به سمت عملکردهای ماندن در زندگی سوق میدهد، ریشه در ارزشهای درونی ما دارد .
در آن زمان گرچه این را نمی دانستم، اما بالاترین ارزش شخصی من این بود که فرد مهمی باشم.
از آنجا که فردی معتاد به کار بودم، همه درباره ی اینکه من چه فرد سخت کوش و منظمی هستم صحبت میکردند و نگران بودند از اینکه من بیش از حدکار می کنم .
همه ی این ها همان چیزی بود که به طور کامل و ضمیر درونی ام را تغذیه می کرد و من افسرده بسیار مهمی می ساخت .
همیشه به خاطر کسب و کارم و اینکه چقدر مسئولیت روی شانههایم حس میکردم ، دچار فشار عصبی بودم. با وجود فشار عصبی زیاد، به نظر میرسید همیشه مایل به پذیرفتن مسئولیتهای بیشتری هستم ،چون این استرس ، نیاز من به مهم بودن را تغذیه می کرد
.
کنترل افکار و احساسات
ذهن من طوری برنامه ریزی شده بود که باور کند، استرس زیاد مساوی است با اینکه من یک تاجر مهم و تاجر مهم، مساوی بود با سطوح بالایی از مهم بودن .
گرچه توان جسمانی هم افت کرده بود، همیشه خسته بودم و چیزی نمانده بود بیمار شوم ، به تغذیه ضمیر درونی ام اعتیاد پیدا کرده بودم.
من به طور اساسی از این رنج خارج شدم.
وقتی به کلی خسته و فرسوده شدم ، بالاخره ذهنم را به روی این امکان گشودم که ممکن است راه متفاوتی وجود داشته باشد… که بتوانم نه صرفاً از طریق سخت کار کردن، بلکه با لذت بردن از زندگی به خوشبختی دست یابم.
وقتی توانستم « من »که بر اساس آن زندگی میکردم را از « من واقعی» هم تشخیص دهم، آنگاه هویتی را شناختم که اعمالم را هدایت میکرد .
من معتقدم همه ما دو نوع « خود» داریم یکی ضمیر شماست که آن را« من » می نامند و دیگری خود واقعی شماست. اغلب مردم در طول زندگی، تحت کنترل ضمیر خود ، یعنی « من » هستند و هرگز نمی فهمند که یک خود واقعی یا خود قدرتمندتر هم دارند .خود قدرتمندتر، قدرت خیلی بی حد و حصری برای کنترل افکار احساسات و عملکردهای تان دارد .
ارزش های اصلی خود را مشخص کنید
خود واقعیت تان میتواند طوری شما را تماشا کند، مثل اینکه خودتان را در یک فیلم ببینید. وقتی خودتان را در خود قدرتمندتر قرار میدهید، میتوانید خودتان را تماشا کنید و خود واقعی را از آنچه زمین احساس میکند جدا کنید. خود واقعیتان به زمین نگاه میکند و میگوید:« در اینجا من نفرت انگیزم » ، «در اینجا من غمگینم » ، « در اینجا من خوشحالم .»
وقتی به خود قدرتمندتر درونم پی بردم، توانستم به شیوه زندگی ام نگاه کنم و بگویم:« در اینجا من دیوانه وار کار می کنم و خودم را بیچاره می کنم چون، به دنبال این هستم که سایرین به من اعتبار بدهند تا احساس مهم بودن داشته باشم .»
مطالعه بیشتر : رابطه جنسی ایده آل
در همان لحظه ای که خودم را از ضمیرم جدا کردم و فهمیدم چه عاملی واقعاً اعمالم را هدایت می کند، بالاخره قدرت ایجاد تغییر را به دست آوردم.
وقتی فهمیدم میل به مهم بودن، محرک اولیه من است، تصمیم گرفتم تغییری بنیادین در ارزش های درونی ایجاد کنم. فهرستی از ارزش هایی که رفتارم را بر اساس سبک زندگی تحت کنترل داشتن تهیه کردم فهرست من چیزی مثل این بود :
مهم بودن
موفقیت
اعتمادبه نفس
نظم
صداقت و درستی
فراگیری
وقتی به ارزش های اولیه ام نگاه کردم، دیدم تعجبی نداشت که کاملا خارج از تعادل بودم.
عملکردهای خود را تغییر دهید
گام بعدی، این بود که بدانم می خواهم کدام ارزشهای اصلی را برای خودم انتخاب میکنم چون میدانستم آنها محرک اصلی و عامل تمام عملکردهای ما هستند .
تصمیم گرفتم فهرست جدیدی به این شکل تهیه کنم.
خوشبختی
عشق
تندرستی و سرزندگی
صداقت و درستی
بازیگوشی و تفریح
شور و اشتیاق
موفقیت
ماجراجویی
رشد و یادگیری
باید بگویم، وقتی مجموعه جدیدی از ارزشها را برای خودم تعیین کردم، عملکردهای هم یک شبه به طور کامل تغییر کرد اما حقیقت این بود که بخشی از آنها بلافاصله و بقیه به مرور زمان تغییر کردند .
کلید مسئله این است که روی ارزشهای اصلی خود متعهد و متمرکز به ما نیز برای این که به روشنی در ورای اعمالم وجود داشت بدانم در دفترچه برنامه ریزی ام فهرستی از ارزشهای اصلی را نوشتم تا گاهگاهی حافظه ام را تقویت کنم این فقط یک ورق کاغذ ساده است که میگویند من به طور مداوم در راستای این ارزش ها حرکت میکنند .
اگر به خاطر درک ضمیر خود در مقابل خود قدرتمندتر و در پی آن فرایند تغییر ارزشها نبود به احتمال زیاد هنوز در همان وضعیت روزمره کار کردن تا حد مرگ بودند آن هم فقط به خاطر احساس مهم بودن .
مدیریت عملکرد
تغییر موجب شد در زندگی خود لذت خیلی بیشتری را تجربه کند زیرا اکنون به واسطه احساس مهم بودن بلکه به خاطر ارزش هایی که برای زندگی ام انتخاب کردم احساس شادمانی می کنند .
پادکست انگیزشی : موفقیت قابل پیش بینی است
اکنون وقت آن است که شما را با ساز و کار مدیریت عملکرد دقیقی که برای اداره کل زندگی هم به کار بردم، آشنا نمایم. اگر شما حتی هر چند اندک به من داشته باشید حتما مسئولیت های فراوانی، کاری شخصی خانوادگی را به عهده داشتید که گاهی اوقات از حد توان تان بیشتر بوده اند این ساز و کار برای زندگی و بهره وری من، موهبتی خدادادی بود .
پیشنهاد من به شما این است که در ۹۰ روز آینده ، این ساز و کار دقیق را برای مدیریت زندگی خود به کار بگیرید. فکر میکنم ، خیلی متعجب خواهید شد وقتی ببینید بهرهوری زندگی شما به قدری افزایش می یابد که به احتمال زیاد از این ساز و کار در تمام سالیان آتی نیز استفاده خواهید کرد .
یک پیشنهاد مخصوص به شما ذهن ایده آلی عزیز گفتگو با خدا و پيام در خانه بودن با خدا مي تواند يكي از مفيدترين و اميدواركننده ترين پيام هايي باشد كه بشريت تا بحال دريافت كرده است.اگر شما در برابر اين كتاب ـ و، در هر حال، در زندگي تان، حوصله بخرج بدهيد، پاداشي عالي دريافت خواهيد كرد
کاری است برخاسته از عشق برای عشق .
هم اکنون روی تصویر زیر کلیک نمایید.




دیدگاهتان را بنویسید