آذر, ۱۳۹۵ بدون نظر مقالات موفقیت

ازدواج متفاوت

“هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.“

تعریف و دلایل ازدواج:

ازدواج، مهمترین قدمی است که یک فرد در زندگی بر می­دارد. این اقدام ممکن است تمام زندگی یک شخص را از نو بسازد و یا خراب کند، ممکن است وجود و شخصیت شما را بنا کند و یا متلاشی سازد. می تواند باعث رشد همه جانبه از اخلاق شما گردد و یا شما را به انسانی افسرده و شکست خورده تبدیل نماید. بنابراین با توجه به درک روشنی که شما از بحث ازدواج دارید، به خود این اجازه را می دهیم که در این زمینه، بعنوان مشاور و راهنما، بحث ازدواج را از دیدگاه روان شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم.

بطورکلی ازدواج، پیوند دو شخصیت است با حفظ نسبت نسبی استقلال هر یک از زن و شوهر، برای همکاری متقابل، نه از بین بردن یک شخصیت به خاطر تکمیل خواسته های دیگری.

بعبارت دیگر ازدواج، قراردادی است رسمی، برای پذیرش یک تعهد متقابل جهت زندگی خانوادگی، که آدمی در خط سیر معین و مشخصی از زندگی قرار می گیرد. این قرارداد با رضایت و خواسته طرفین، برمبنای آزادی کامل دوطرف منعقد شده و در سایه­ی آن روابطی بس نزدیک بین آن دو پدید می آید. امروزه ازدواج، عمومیت و مشروعیت خود را در تمامی جوامع به اثبات رسانده و انسان با انتخاب همسر، شخص معینی را به صورت رسمی، شریک زندگی خود می سازد.

«امبروز بیرس»، با لحنی کنایه آمیز، ازدواج را  «اجتماعی مرکب از یک آقا و یک خانم نام برده که بر روی هم دو نفر به حساب می آیند» تعریف می کند.

آیا دوست داری؟ آن قدر در بدست آوردن موفقیت خبره شوید که به شما بگویند : انسان فوق العاده!

پیشنهاد میکنم همین الان جلسه اول دوره آموزشی هدف گذاری از صفر تا صد را بصورت رایگان تهیه نمایید و اگر انسان فوق العاده شدن را باتمام وجود احساس میکنید میتوانید هم اکنون محصول هدف گذاری را تهیه نمایید.

 

«ایبسن»، ازدواج را « چیزی که تمام افکار آدمی را به خود مشغول می دارد» تعریف میکند.

ازدواج، ارتباطی است که دارای ویژگی های بی نظیر و گسترده ای می باشد.

ارتباطی که دارای ابعاد زیستی، عاطفی، روانی، اقتصادی و اجتماعی است. به عبارت دیگر، همزیستی زوج ها در درون خانواده، موجب چنان ارتباط عمیق و همه جانبه ای می شود که بی هیچ شک و تردیدی قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی باشد به نحوی که قرارداد ناشی از آن دارای نوعی تقدس است.

«کارلسون»، ازدواج را چنین تعریف میکند:« ازدواج فرآیندی است از کنش متقابل بین یک مرد و یک زن که با تحقق بخشیدن به برخی شرایط قانونی و برپاداشتن مراسمی برگزاری زناشویی انجام میگیرد»!

«کلودی استروس»، ازدواج را برخوردی دراماتیک بین فرهنگ و طبیعت یا میان قواعد اجتماع و کشش جنسی می داند.

طبق قانون هندوان، ازدواج یک رسم دینی است نه یک قرارداد و این رسم درگذشته غیرقابل فسخ بود، بدین سان پیوند زناشویی به یک رابطه ی ساده مبتنی بر کشش متقابل تقلیل می یابد و این در مقایسه با شبکه علائق اقتصادی و علائق مبتنی بر خویشاوندی و مناسک مذهبی که در سایر جوامع موجب وحدت خانواده می شوند، قدرت کمتری دارند.

بنابراین ازدواج را می توان یک قرارداد اجتماعی مبتنی بر توافق و سازش بین زن و مرد برای دوام جامعه دانست. باید اذعان داشت که تعریف و دلیل ازدواج، طی قرن ها و تحت شرایط مختلف اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی و غیرآن، پیوسته دستخوش تغییر و تحول بوده و با عوامل و نیازمندی های گوناگون در آمیخته است. لیکن امروز مفهوم زناشویی و ازدواج با شرایط قرن حاضر بر اساس محبت، همکاری، همدردی، تفاهم، تکمیل، گذشت و فداکاری متقابل و زندگی مشترک زن و شوهر استوار است. ازدواج امروزه ممکن است در ادیان و نظام های حقوقی مختلف، دارای تعاریف گوناگون باشد.

مثلا در مسیحیت، «شرط عقد دایم، تنها میان یک مرد و یک زن حتما باید در تعریف زناشویی و ازدواج قید شود» و در صورتی که در دین مقدس اسلام به علت قانون تعداد ازدواج، چنین شرطی برای ازدواج ضروری نیست.

براساس آخرین تحقیقات و پژوهش های روان شناسی، تعریف جدید ازدواج، با توجه به حفظ نسبی استقلال شخصیت زن و شوهر و امکان رشد و تعالی و ارضایی نیازمندی های مشروع و متقابل هر یک از آنها تکوین یافته است! لذا دور شدن از این مفهوم و عدم توجه به هدف های اساسی زناشویی، سبب فراوانی زناشویی های سست، نابسامان و طلاق های پر زیان و سرسام آور می گردد!

در حالیکه یک ازدواج با دلیل و منطقی می تواند عاملی برای رفاه، سکون و تکمیل شخصیت باشد و در سایه آن وسیله ای برای بقا و تربیت نسل درآید. ازدواج با مفهوم خاص و امروزی آن، مساوی با انتخاب کنیز مهربان نیست، ازدواج برمبنای مفهوم امروزی باید براساس” عشق و عاطفه” باشد.

از دیدگاه روان شناسی، ازدواج عملی بسیبار پراهمیت که احتیاج به روح و جسم سالم، فداکاری، قدرت خلاقیت، صرف نیرو، شجاعت، اندیشه و توانایی دارد.

اما وقتی که بعضی ار افراد تنها بخاطر بهبود بخشیدن به وضعیت اقتصادی خود یا خانواده شان دست به ازدواج می زنند، چگونه می توان چنین ازدواجی را موفقیت آمیز نامید؟!

باید به این نکته مهم نیز توجه داشست که زندگی زناشویی را نباید به هیچ وجه به منظور دستگیری و ترحم به فردی انجام داد. چرا که ترحم و دلسوزی نه هدف و نه ضامن دوام زندگی زناشویی است، زیرا نمی توان پیش بینی کرد که حس ترحم تا چه مدت میت واند ادامه یابد و جایگزین سایر عواطف و سبب تشکیل نیازمندی های دیگر زندگی زناشویی شود!

ازدواج هایی که فقط بر مبنای احساسات سطحی و زودگذر بنا گذاشته، موجب آثار ناگواری بر روی فرزندان آنان و نیز موجب تظاهرات گوناگون روانی و سرشکستگی اجتماعی می گردد.

«ویل دورانت»، میگوید: «ازدواج بخاطر سود و مصالح هنوز بر جای مانده است و در بسیاری از کشورها، پدر و مادر هنوز هم دختر خود را به کسی می دهند که استعداد پولدار شدن را داشته باشد».

ازاینکه این مطالب را خواندید خوشحال هستید؟

می توانید هم اکنون مشتری مطالب سایت شوید تا جدیدترین مطالب سایت برای شما ایمیل شود. لطفا روی تصویر زیر کلیک کنید.

در ازدواج چون هر اقدام اساسی دیگر، انسان باید دارای هدف و دلیلی معلوم و قابل ارزش باشد تا زندگی آینده و همسر که پای به زندگی مشترک می گذارد و نیز فرزند یا فرزندانی که از این وصلت پدید می آیند مورد بازیچه قرار نگیرند. ازدواج نه تنها برای همه جوانان لازم است بلکه نقطه ی عطفی است که می تواند باعث صعود انسان به قله های بلند معنویت و انسانیت شود و مرحله ی مهمی برای پیشرفت و ترقی باشد. البته بدین شرط که جوانان قبل از ازدواج، شرایطی را که لازمه ی زندگی زناشویی موفقیت آمیز است، را در نظر بگیرند. ازدواج یک واقعیت طبیعی و فطری انسان است.

هر انسانی اگر همه ی نیازمندی های خود را برطرف کرده ولی ازدواج نکرده باشد، یقیناً چنین انسانی بدون تردید احساس کمبود خواهد کرد.

تجربیات بالینی روان شناسان نشان می دهد، افرادی که ازدواج نکرده اند، دچار «ناتوانی جنسی» و «افسردگی» شده اند.

درپرتو ازدواج، سکون و آرامش روانی واضحی به وجود می آید. بنابراین دلیل اساسی ازدواج، رسیدن به آرامش و سکون است.

قسمت دوم

“اگر زنی خواست که تو بخاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار”.( ضرب المثل ترکی)

اهداف، ایده ها و انگیزه های ازدواج:

اساساً برای داشتن یک زندگی زناشویی موفق و پایدار، دختر و پسر یا به عبارت دیگر زن و شوهر آینده، بایستی قبل از اینکه تصمیم به چنین کار مهمی بگیرند، حتما اهداف و انگیزه های خود را برای ازدواج در ابتدا تعریف کنند تا بدین طریق از ایده های یکدیگر برای رسیدن به هدف نهایی و غایی یک ازدواج سالم و موفق که همانا آرامش و تکامل است، دست یابند. در ذیل به برخی از این اهداف و ایده ها اشاره می کنیم:

  1. داشتن خودکفایی، استقلال و مسولیت پذیری در زندگی زناشویی:

دختر وپسر، قبل از ازدواج جزو خانواده ی پدر و مادر و تابع آنان محسوب می شوند و طبعاً خواهان استقلال هستند، لیکن از این حق مشروع محرومند. محصول کسب و کارشان غالباً؛ صرف خانواده می شود که خود آنها نیز از آن بهره مند می شوند. در تصمیم گیریها استقلال ندارند و ناچارند از قوانین و ضوابطی که بوسیله ی پدر و مادر بر خانواده اعمال می شود، پیروی کنند. لیکن با ازدواج، زندگی دختر و پسر دگرگون می شود و شکل جدیدی به خود می گیرد و استقلال می یابد.

در این زندگی جدید، دختر و پسر، زن و شوهر می شوند و یک واحد کوچک اجتماعی را تشکیل می دهند، مسولیت می پذیرند و به استقلال می رسند. زندگی آنها هدفدار می شود و حاصل کسب و کار و تلاش آنان به واحد خانواده نوبنیاد تعلق دارد.

مسولیت اداره ی خانواده جدید را بر عهده می گیرند و خود، تصمیم گیرنده می شوند و بدین وسیله زندگی جدید اجتماعی را آغاز می کنند.

برای یک انسان، هیچ مفهومی باارزش تر از استقلال نیست. استقلال، اورا از وابستگی آزاد می کند و در مرحله ای جدید از رشد و کمال قرار می دهد، به گونه ای که روی پای خود می ایستد و خود را با اراده ای نیرومند و فکری آزاد، عهده دار اداره زندگی می کند.

ازدواج، مرحله جدید از رشد و استقلال است و انسان را از یکسان بودن و این سو و آن سو رفتن و نامنظمی و پریشانی، بیرون آورده و به او تمرکز و نظم می بخشد.

  1. فراهم نمودن یک محیط سرشار از آرامش و امنیت برای همسران:

نیاز به آرامش که ریشه در سرشت آدمی دارد، براساس تعالیم مکتب اسلام یکی از مهمترین و شاید اولین انگیزه ی ازدواج محسوب می گردد. ازدواج در حقیقت کانونی تشکیل می دهد که در آن زن و مرد احساس آرامش کنند. تنها زندگی کردن، بسیار دشوار و دردناک است. انسان، به انسان دیگری نیاز دارد که امین، درستکار، غمخوار، مهربان، و راز نگهدار باشد تا با او انس گرفته و درد دل بگوید، رازهایش را در میان بگذارد، از دلجوییها و غمخواریهایش بهره مند گردد و بدین وسیله آسودگی و آرامش خاطر پیدا کند. بهترین فردی می تواند این نیاز طبیعی را تامین کند، همسر است. همه ی محبتها و دوستیها، موقت و محدودند، جز دوستی و محبت بین زن و شوهر که دائم و نامحدود است، زیرا یک واحد را تشکیل می دهند، هدف مشترک دارند و بیش از هر فرد دیگری به یکدیگر نیازمند هستند. آرامش و آسودگی که در اثر ازدواج حاصل می شود بسیار با اهمیت است. بنابراین ازدواج ، یکی از مواهب بزرگ الهی برای بشر است، زیرا هم مایه ی آرامش جسمی همسران است و هم آرامش فردی و اجتماعی آنان را فراهم میسازد.

  1. ارضای غریزه ی جنسی بطور مشروع و سالم:

انسان دارای مجموعه ای از نیاز ها و غرایز است که عدم ارضا یا ارضای ناقص هرکدام از این غرایز، موجب ایجاد تزلزل در شخصیت می گردد. یکی از نیرومندترین غرایز انسان غریزه جنسی است که با ازدواج، این نیاز تامین گشته و در مسیر طبیعی و سالم قرار می گیرد و زن و مرد از انحراف و گناه مصون می مانند! بنابراین تنها وسیله ی طبیعی و مشروع ارضای این غریزه، ازدواج و تشکیل خانواده است.

اسلام، عمل جنسی را نه تنها منفور نمی داند، بلکه یک سنت و عبادت می شمارد. پیامبراکرم می فرمایند: «روشنی من در نماز، و لذتم در زنان است». و یا « هرکس که میخواهد پاک و پاکیزه، خدا را ملاقات کند، باید ازدواج کند».

ضرورت تامین نیاز جنسی، تنها از بعد جسمانی نباید مطرح شود، بلکه در نتیجه ی تامین این نیاز جسمانی، انسان از لحاظ روانی، ذهنی و اخلاقی نیز به آرامش می رسد. بنابراین انسان پس از ازدواج می تواند این غریزه ی مهم حیاتی را به شیوه ای مطلوب و معقول و اجتماع پسند ارضا کند و در سایه ی آن به آرامش دست یابد.

  1. صاحب فرزند شدن و کمک به بقای نسل:

از دیگر موضوعات مهمی که در ازدواج مطرح است و از ثمرات بزرگ ازدواج شمرده می شود، مساله تولیدمثل و بقای نسل است.

به بیان دیگر، تولد انسانهایی که نیازمند تربیت و پرورش صحیح هستند، از اهداف اساسی ازدواج محسوب می شود. وجود فرزندان، باعث پویایی و گرمی و صفای کانون خانواده و انگیزه ای برای تداوم زندگی و احتمالاً کاهش درگیری های زن و شوهر است.

  1. رسیدن به تکامل روحی- روانی و آرامش همیشگی:

یکی دیگر از انگیزه های ازدواج، کمک به رشد و تکامل زن و مرد است. زیرا محیط گرم و صمیمی و فضای پر از عشق و محبت خانواده، برای تبادل اندیشه ها، رشد اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی زن و شوهر و دیگر اعضای خانواده فراهم می کند.

در سازمان خانواده، افراد تحت تاثیر دانشها، دیدگاهها و مهارتهای یکدیگر هستند. در این فضا، پاره ای از استعداد های زن و مرد و دیگر اعضای خانواده تعامل حاکم بر این فضا، به رشد شخصیت افراد کمک می کند.

هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست، به همین جهت، پیوسته در جهت جبران نقص و کمبود خویش تلاش می کند.

خداوند انسان را به گونه ای آفریده است که بدون همسر، ناقص است. انسان هر چه از نظر علم و ایمان و فضایل اخلاقی بالا رود، تا همسر اختیار نکند، به کمال مطلوب نمی رسد(چه زن و چه مرد).

هیچ چیز دیگر جای ازدواج و تشکیل خانواده را نمی گیرد. جنس مونث و مذکر به یکدیگر نیازمندند-هم از نظر روحی و هم ازنظر جسمی- و هرکدام به تنهایی ناقصند و هنگامی که در کنار یکدیگر قرار گرفتند، همدیگر را کامل می کنند. این قانون نظام آفرینش است و بر کل هستی حاکم می باشد.

قرآن مجید در سوره بقره زن و مرد را «لباس» یکدیگر می داند. این تعبیر زیبا و جالب هم آثار مثبت را بخوبی همراه دارد، هم مجردان را به تاهل دعوت می کند و هم فواید ازدواج را برای زن و شهر ها برمی شمارد و به آنها می گوید که اگر میخواهند همسران مطلوب اسلامی باشند، باید “لباس” همدیگر باشند.

  1. رسیدن به بهداشت روانی و جسمانی و سلامت اجتماعی:

ازدواج و بنای خانواده، یکی از ارزشمندترین و مقدس ترین اقدامات برای هر انسان تلقی می شود، به گونه ای که هیچ اقدامی اجتماعی دیگری را نمی توان از جهت ارزش، با آن مقایسه کرد.

خانواده یک گروه و واحد اجتماعی است که در برگیرنده ی بیشترین، عمیق ترین و اساسی ترین مناسبات انسانی می باشد. ازدواج و تشکیل کانون خانوادگی، برای سلامت، امنیت و سعادت اجتماع سودمند و ضروری است. هرگاه جوانها به موقع ازدواج کنند، به کانون گرم خانواده دل ببندند و بنیاد خانواده مستحکم باشد، به گونه ای قابل ملاحظه از فسادها، پلیدی ها، انحرافات و بی بندوباریها و تجاوزهای جنسی، قتل و جنایتها کاسته خواهد شد.

بدون تردید یکی از انگیزه های مهم ازدواج، تامین سلامت جسم و روان زن و مرد از طریق ارضای نیازهای جسمانی و روانی است. نیاز به آرامش خاطر، نیاز به معاشرت، نیاز به گفتن درد دل برای غمخوار، نیاز به تشویق و تمجید، نیاز به مقبولیت و مورد توجه واقع شدن، نیاز به محبت و … اگر به درستی و به موقع ارضا نشوند و از جاده اعتدال خارج گردند، نابسامانیها و زیانهای فراوانی را در زندگی فردی و اجتماعی پدید می آورند.

ازدواج، از عوامل مهم و موثر در ایجاد آرامش و سکون آدمی و عامل اصلی تعادل وجود است. ازدواج به زندگی زن و مرد جهت می بخشد و مرد و زن نگران، مضطرب و سرکش را آرام ساخته، موجبات حفظ سلامت تن و روان آنان را فراهم می کند.

  1. پیدایش عشق، علاقه، صمیمیت و دلبستگی:

روان شناسان، یکی از نیاز های اساسی و مهم آدمی را نیاز به محبت ذکر کرده اند.

آدمی در هر سن و مرحله ای از حیات خویش، به محبت احتیاج دارد و علاقه مند است که دیگران اورا دوست بدارند و مورد مهر و محبت آنان قرار گیرد.

یکی از راهای مهم و موثر برای ابراز مهر و محبت و برقراری دوستی بین زن و مرد، ازدواج است. محبت و همبستگی عمیق روانی، عاطفی، پیوند زن و مرد را تحکیم بخشیده، فضای خانواده را به فضایی صمیمی، گرم و پرطراوت، شاداب و بالنده مبدل می کند. محبت ورزیدن و مورد محبت قرار گرفتن، رضایت خاطر آدمی را پدید می آورد و تعادل روانی زن و مرد را ممکن می سازد.

 

 

شما بعد از خواندن این مقاله ارزشمند: تجربه های ارزشمند خود را در این زمینه با همه دوستداران ذهن ایده آل درمیان بگذارید.

شما در این زمینه چه تجربیاتی دارید؟

با توجه به علم و اطلاعاتی که از این مقاله بدست آوردید چه اقداماتی را بلافاصله انجام خواهید داد؟

با ما در قسمت نظرات همراه باشید…

 

برای دیدن دانلودهای رایگان، مقالات و محصولات انگیزشی در زمینه روانشناسی موفقیت  و کسب ثروت به وب سایت ذهن ایده آل مراجعه نمایید.

                                                                          www.zehneideal.com

دلی شاد و ذهنی ثروتمند را برایتان آرزومندیم.

      مهدی سجودی
مدیر سایت ذهن ایده آل

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *